خبرگزاری حوزه | مقدمه: هر مسألهای از مسائل اجتماعی که در آن شک و تردید وجود داشته باشد و یا در پذیرش آن به تجربه و آزمایش و گواه نیازمند باشیم، دربارۀ لزوم اتحاد و همبستگی اجتماع و منافع سرشار آن، هرگز ما شک و تردید به خود راه نمیدهیم؛ زیرا کوچکترین سودی که از وحدت و اتفاق عاید اجتماع میگردد، همان پیوستن نیروهای کوچک و پراکنده به یکدیگر است و در سایۀ چنین پیوستگی، نیروی عظیمی به وجود میآید که میتواند مبدأ تحولاتی در شئون مختلف زندگی گردد.[۱]
۱.ملاک و سرچشمه اتحاد در جامعه
بسیاری از فرهیختگان جامعهشناسی چنین معتقدند که، انسان یک موجود اجتماعی است و در ساختمان وجودی و آفرینش وی، تمایلات شدیدی به زندگی دستهجمعی نهفته است. اما در صورتی که وحدت و همدلی از جامعه و اجتماع انسانی رخت بربندد، اختلاف و نزاع در میان افراد جامعه، آرامش را از مردم سلب نموده و کشمکش و سردرگمی در افکار و روابط اجتماعی پدید میآید.[۲]
یکی از پرسش هایی که اندیشهی متفکران این حوزه را به چاره جویی واداشته این است که، «چگونه میتوان میان افراد بشر وحدت آفرینی کرد؟»؛ برای پاسخ به این چالش ذهنی، چند راه کار از سوی جامعه شناسان پیشنهاد شده و اسلام دیدگاه نوینی را اختیار کرده است. این امور عبارتند از:
الف. طرح سازمان ملل در برادر انگاری مردم
این سازمان داعیه برادری در میان تمام انسانها را به گوش جهانیان نواخته و البته متاسفانه این سخن آرزویی بیش نیست؛ زیرا باید عاملی را معرفی کنند که اسباب اختلاف را از میان بردارد تا نتیجه اش تشکیل امت واحد جهانی باشد.[۳]
ب. محور واحدِ وحدت آفرین
از دیدگاه اندیشمندان و جامعه شناسان اموری همچون «نژاد»، «زبان»، «وحدت تاریخ»، «وحدت ارضی» و «خون»، عناصر سازندۀ ملیت و وحدت ملتهاست؛ اجتماعی که از عناصر مزبور به وجود میآید، همان است که در علم حقوق به آن «ملت» میگویند و در سایۀ یکی از این عوامل، میتوان اجتماع واحدی ساخت که اعضای آن در کنار یکدیگر، زندگی صمیمانهای داشته باشند.
درست است که عوامل مزبور بر اتحاد و اتفاق و همبستگی جامعه کمک میکند، ولی تا زمانی که یک وحدت فکری و روحی و یگانگی در هدف و عقیده در کار نباشد، اتحاد و پیوستگی افراد، تحت این عوامل و عناصر غیر ارادی، پایدار نخواهد بود و اگر روزی برای هدف مشترکی دست اتحاد بهسوی هم دراز کنند و دست همدیگر را به عنوان برادری بفشارند، پس از نیل به هدف، مدتی نخواهد پایید که اختلاف فکری و روحی و اختلاف خواستها و ارادهها، تصادم و تضاد عجیبی در میان آنان به وجود خواهد آورد و آنها را از هم جدا خواهد ساخت.[۴]
ج. اخوت اسلامی در پرتو ایمان به خداوند
دین مبین اسلام عامل وحدت را انگیزهای آسمانی و نه مادی و ظاهری معرفی کرده و چنین باوری را ترویج میکند که جامعه اسلامی در پرتو ایمان و عقیده، بایسته است که به اصل اجتماعی و فرهنگی «اخوت اسلامی» ملتزم گردد تا همواره بستر رشد و ترقی افراد جامعه مهیا شود و این اصل وحدت آفرین، به عنوان «نیرویی زمینه ساز» و «عاملی پیشرو» در تکامل مادی و جهش در حیات معنوی مومنان، قادر است جامعه را بی وقفه رو به جلو رانده و اساس بقای اسلام و کیان جامعه را با خنثی سازی نقشه های شوم دشمنان تضمین نماید.
۲.اخوت دینی در تعالیم اسلامی
آموزه های اسلام در «قرآن» و «سنت و روایات»، جایگاه برادری اسلامی را چنین ترسیم می نمایند:
الف.قرآن
سروش وحی در آیات الهی به وضوح به اصل برادری مسلمانان اشاره دارد، آنجا که خداوند متعال میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(حجرات: ۱۰) افراد باایمان برادر یکدیگرند؛ پس میان برادران خود صلح برقرار کنید، و از نافرمانی خدا بپرهیزید تا مورد لطف و رحمت خدا قرار گیرید».
نزدیکترین رابطه و پیوند میان دو انسان که در یکزمان زندگی میکنند، پیوند برادری است؛ پیوند پدری و فرزندی اگرچه محکمتر و نیرومندتر از رابطه برادری است، ولی این رابطه میان دو انسانی است که در یک سطح زندگی نمیکنند و از نظر زمان و موقعیت و شخصیت و مراتب احترام، با هم متفاوتند؛ تنها رابطهای که مظهر کامل همبستگی و علاقه و الفت شدید میان دو انسانی است که در یک افق زندگی میکنند، همان پیوند برادری و خواهری است؛ این پیوند ناگسستنی تکوینی همواره در محیطها و جمعیتها، رمز مهر و محبت و الفت است؛ از این رو، قرآن در ندا و دعوت خود برای اتحاد و یگانگی و استواری مبانی الفت و محبت، افراد جامعه باایمان را برادر یکدیگر خوانده است و برای نخستینبار در تاریخ بشری، یک جامعه بزرگ چندصدمیلیونی را برادر هم نموده و شعار آنها را جملۀ زیر قرار داده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» افراد جامعۀ با ایمان، صمیمیترین رابطه و پیوند را دارند و آن اینکه برادر یکدیگرند.
اخوت مذهبی یک عنوان تشریفاتی آن هم برای یک سلسله اغراض سیاسی نیست تا عموم مردم را خواه ملاک برادری در آنها باشد یا نباشد - برادر یکدیگر قرار دهد، بلکه هدف از مطرح ساختن این عنوان، اشاره به یکرشته تکالیف و اهداف عالی اجتماعی و اخلاقی است که در پرتو اخوت اسلامی صورت میگیرد.
بنابراین، «تا یک وحدت فکری و روحی و یگانگی در هدف و عقیده در کار نباشد، اتحاد و پیوستگی افراد، پایدار نخواهد بود» و اگر گروههای دودل، روزی برای یک سلسله مصالح سیاسی دست اتحاد بهسوی هم دراز کنند و دست همدیگر را به انگیزۀ برادری بفشارند، چیزی نخواهد پایید که ضربههای اختلاف فکری و روحی و تصادم منافع و تضاد مبانی، دستها را از هم جدا خواهد ساخت.[۵]
ب. سنت و روایات
پیامبر اسلام(ص) در سخنان تاریخی خود، افراد اجتماع باایمان را بهسان اعضای یک بدن انسانی دانسته است که یک وحدت فکری و عقیدتی همچون روح واحد بر آنها حکومت میکند و قلوب آنان را به هم پیوند میدهد. آنجا که رسول اکرم(ص) میفرماید: «انّما المؤمنون فی تراحمهم و تعاطفهم بمنزلة الجسد الواحد اذا اشتکی منه عضو واحد تداعی له سائر الجسد بالحمی و السّهر؛[۶] همانا مؤمنان، از نظر مهر و عاطفه بهسان یک پیکرند؛ هرگاه عضوی از آن دچار دردی گردد، سایر اعضا، با تب و بیداری و ناراحتی مراتب همدردی خود را با آن عضو اعلام میدارند و به کمک آن میشتابند».
همچنین نقل شده که روزی پیامبر در مسجد به پا خاست و رو به مسلمانان کرد و فرمود: «تآخوا فی اللّه اخوین اخوین؛ ای مردم! برخیزید دوتادوتا با یکدیگر برادر شوید». سپس مسلمانان برخاستند و هرکدام با فردی که بیشتر مورد علاقهاش بود، برادر شد، و خود پیامبر امیر مؤمنان را برادر خود اتخاذ نمود.[۷]
روزی که پیامبر از طرف خداوند، مأمور ابلاغ این حکم آسمانی گردید، محیط مسلمانان در مدینه دچار اختلافاتی بود که جز در سایۀ اتحاد و یگانگی و وحدت فکری، بیماری دودستگی آنها بهبودپذیر نبود؛ زیرا مهاجر و انصار در دو محیط گوناگون پرورش یافته و هرکدام خواهان تفوق بر دیگری بودند؛ جمعیت انصار هم از دو طایفه تشکیل یافته بود که سالیان درازی آتش نبرد میان آنها شعلهور بود؛ مسلمانانی که از نقاط دور، از حبشه و نقاط دیگر وارد سرزمین مدینه میشدند، از نظر نژاد و زبان با اکثریت اختلاف داشتند، نیرومندترین رشتهای که همۀ آنان را باآنهمه اختلاف به هم پیوند داد، همان ایمان و برادری مذهبی بود که کینه و دشمنی و آثار اختلاف و دودستگی را از دل آنان زدود.
اگر پیامبر عالیقدر اسلام (ص) دلهای گروههای مختلف را به هم پیوند داد و از ملتهای مختلف که هرکدام دارای نژاد و زبانی خاص بودند، ملت واحد به هم پیوستهای ساخت و آنها را برادر و برابر یکدیگر قرار داد، به سبب این بود که توانست یک وحدت فکری و عقیدتی در میان آنان به وجود آورد، و مسیر زندگی همه را یکسان و برابر قرار دهد و تمام «ایدهها» را به «ایدۀ واحد» مبدل سازد.[۸]
اهل بیت عصمت و طهارت نیز بر این سنت نبوی تاکید کردهاند، همچنان که از امام صادق (ع) در روایتی چنین نقل شده است: «تَوَاصَلُوا وَ تَبَارُّوا وَ تَرَاحَمُوا وَ کُونُوا إِخْوَةً بَرَرَةً کَمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَل؛[۹] با یکدیگر نزدیک شوید و نیکی کنید و به همدیگر رحم کنید و همگان به صورت برادرانه نیکوکار در آیید، آن چنان که خداوند امر کرده است».
۳. آثار اجتماعی و فرهنگی اخوت اسلامی
موهبت «اخوت اسلامی» که به اشارت کلام وحی و آموزه های دینی وحدت بخش است، نه تنها کوشش مسلمانان برای سازگاری و عطوفت را به دنبال دارد، بلکه با توصیه قرآن در سبقت گرفتن در امور خیر، آنجا که میفرماید: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون»(واقعه: ۱۰-۱۱)، سرعت افزایی و سبقت گیری در امور نیک و پسندیده را به جان و روحیۀ معنوی مومنان میدمد و عطر خوش صفا و دوستی را در شریان های جامعه اسلامی به جریان در میآورد، و آثار و پیامدهای سودمند و انسان سازی را به دنبال دارد. برخی از این ره آوردها عبارتند از:
الف. همدلی و مهربانی
مهمترین اثر اصل «اخوت اسلامی» را در دو کلمۀ «همدلی و مهربانی» میان مردم جامعه اسلامی باید جست و این دو مهم، سبب میشود که مومنان اتحاد بیابند و با جوش و خروش و یک صدا اهداف متعالی اسلام را خواستار شوند.
به قول شاعر:
غـرض ز انجمن و اجتماع جمع قواست چـرا کـه قـطـره چـو شـد مـتـصـل به هم، دریاست
ز قطره هیچ نیاید، ولی چو دریا گشت هــرآنــچــه نــفــع تــصــور کــنـی در او، آنـجـاسـت
همواره مسلمانان در پرتو همدلی و مهربانی بر تمام مشکلات پیروز شدند و تا روزی که رشتۀ صمیمیت مذهبی در میان آنها برقرار بود، سیادت جهان را در اختیار داشتند.
ب. امنیت فکری، روانی و مالی
از دیگر آثار و مظاهر و تجلیات اخوت اسلامی، این است که برادر، به جان و ناموس و مال برادر خود تعدی نمیکند.
این نکته در یکی از بیانات گرانبهای رسول خدا که در گردهمایی بزرگی در منا ایراد نموده است، منعکس میباشد؛ او رو به یاران خود کرد و فرمود: امروز، روزی است که در پیشگاه خداوند احترام بزرگی دارد و این سرزمین منا نیز همچنان محترم است و این ماه (ماه ذیالحجه) که اکنون در آن قرار گرفتهایم، پیش خداوند، محترم میباشد؛ هان ای مردم! «انّ دماءکم و اموالکم و اعراضکم علیکم حرام کحرمة یومکم هذا و بلدکم هذا و شهرکم هذا؛[۱۰]جان و مال و ناموس شما بر یکدیگر همان احترامی را دارد که این روز و این سرزمین و این ماه دارد»؛ پیامبر این جمله را سهبار تکرار کرد، سپس رو به آسمان کرد و گفت «اللّهمّ بلّغت؛ خدایا گواه باش که من وظیفه خود را در بیان مبانی برادری رسانیدم».
ج. غم خواری و ایثار
اثر دیگر این اصل اجتماعی و فرهنگی آن است که هرگاه فرد مسلمانی دچار دردی و محنتی شود، بر تمام افراد جامعه لازم است به کمک او بشتابند و شریک غم او گردند و یاریگرش شوند.
۴.همدلی و مهربانی مردم، هدف تیر نشانه دشمنان
دشمنان بدخواه مسلمانان، همواره کوشیدهاند و میکوشند که رشته استوار وحدت آنان را از هم بگسلند و وحدت و یگانگی آنان را از میان ببرند و با عنوان کردن یک سلسله مسائل غیر اساسی، آتش اختلاف را میان آنها روشن سازند؛ این امر نه تنها هدف دشمنان عصر حاضر ماست، بلکه از روزی که این پیوند اسلامی به وجود آمد، بدخواهان ما کوشیدهاند که بر وحدت و پیوستگی ما ضربه بزنند.[۱۱]
جای تأسف است که هم اکنون آتش جنگ و نبرد ویرانگر در برخی کشورهای اسلامی شعله ور است و سالیان درازی است که صهیونیسم غاصب هر روز انسانی از مردان و یا زنان و فرزندان فلسطینی را شهید کرده و خانه آنان را ویران میکند، اما کشورهای اسلامی فقط نظاره گر این جنایت هستند، حتی اجازه نمی دهند که مردم مسلمان مصر و اردن به کمک برادران خود برخیزند.[۱۲]
در پایان از آستان ربوبی الهی چنین مسئلت می کنیم:
خدایا سران اسلامی را از این خواب غفلت بیدار بفرما!
الهی دست دولت های استعمارگر را از کشورهای اسلامی کوتاه بفرما!
نتیجه گیری
دستور به اخوت اسلامی از سوی خداوند متعال و تاکید پیامبر اسلام و اهل بیت (علیهم السلام)، سرمایه اجتماعی عظیمی را برای جامعه در پی دارد که اثر اجتماعی و فرهنگی آن با عنوان «همدلی و مهربانی» شناخته میشود. التزام به این اصل حیاتی در جامعه اسلامی، ضامن لطف و رحمت الهی و سلامت روحی مومنان در جامعه و حفظ احساس مسئولیت در قبال جامعه و مسلمانان می گردد.
حضرت آیت الله العظمی جعفر سبحانی مد ظله الوارف
به کوشش: مجتبی جولایی فر
[۱] . نظام اخلاقی اسلام، ص ۸۷.
[۲] . همان، ص ۸۹.
[۳] . اخلاق در مکتب وحی، ص ۲۲۲.
[۴] . نظام اخلاقی اسلام، ص ۸۹-۹۰.
[۵] . منیة الطالبین، ج۲۶، ص ۳۰۳. نظام اخلاقی اسلام، ص ۸۵-۸۶.
[۶] . سفینة البحار، ج ۱، ص ۵۶.
[۷] . سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۱۲۳-۱۲۴.
[۸] . نظام اخلاقی اسلام، ص ۹۱-۹۲.
[۹] . کافی، ج۲، ص ۱۷۵.
[۱۰] . سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۶۰۵.
[۱۱] . نظام اخلاقی اسلام، ص ۹۳.
[۱۲] . اخلاق در مکتب وحی، ص ۲۲۶-۲۲۷.










نظر شما